تبليغاتX
شیرکو 1818

!!!

 

یونیفرمت را بپوش پلیس

خجالت نکش

تو در ایران هستی

آدمفروشی و شکنجه و اعدام

_ اگر قربانی من نباشم

مگر اتفاق مهمی است؟

دنیا سوار بر مرکب جهالت

هنوز چهار نعل می تازد

باور نمی کنی؟

پینوشه مرد

و کسانی بودند که برایش گریه کردند

_ به خاطر نجات آنها از شر کمونیزم

به روح همه ی قربانیان استادیوم شیلی قسم می خورم

برایش گریه کردند

تو که پینوشه نیستی

فقط مزدوری

پس خجالت نکش پلیس

یونیفرمت را بپوش

 

کسی به 209 فکر نمی کند

کسی به 305 فکر نمی کند

اینجا دغدغه ی اصلی مردم این است

که یانگوم با عالیجناب ازدواج می کند یا نه

پس نگران نباش

یونیفرمت را بپوش پلیس.

 

 

برگرفته از وبلاگ علیه وضعیت موجود (عابد توانچه)

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 14:40 توسط شیرکو |

ارنستو چگوارا  یا آنگونه كه مردمان لاتين خوش‌تر دارند او را به ياد آورند «چه» نمادي‌ است مانا از خيزش عليه ظلم و استبداد. چريك آرژانتيني از همان زمان كه قاره استعمارزده لاتين را با موتورسيكلتي طي كرد و در كسوت پزشك به درمان بيماران پرداخت تا آن‌گاه كه درد بي‌درمان مردمان اين منطقه را در استبداد و حكومت‌هاي ظالم يافت، لحظه‌اي از پا نايستاد. او بي‌وطن بود و شايد هم جهان‌وطن؛ چرا كه ظلم را عليه هيچ كس و در هيچ كجاي جهان بر‌نمي‌تافت. 

سال‌ها از مرگ قهرمانانه «چه» مي‌گذرد اما بزرگمرد آمريكاي لاتين هنوز هم الهام بخش مردمان ستم‌ديده‌اي است كه تلاش مي‌كنند خود را از زير يوغ استعمار و استبداد برهانند. هنوز هم در هر گوشه و كنار جهان اگر پرچمي به عدالت‌خواهي و مبارزه با استبداد بلند مي‌شود در همان حوالي تصاوير «چه» را هم مي‌تواني بيابي.

جسد «چه» را سال‌ها پنهان كردند، گويي مي‌ترسيدند كه مزارش تبديل به قلب تپنده مبارزه با استعمار و استبداد شود. جسدش را پنهان كردند اما فراموش كردند و غافل ماندند كه اسطوره‌ها نه در ميان مشتي خاك كه در ذهن آدميان زنده مي‌مانند. «چه» اسطوره زنده مردمان سرخورده و تهيدستي است كه براي رسيدن به آزادي و رهايي از قيد و بند، چيزي جز بذل جان خود ندارند، او الهام بخش حركتي است جهاني عليه استبداد و استعمار، عليه بهره كشي از گرده تهيدستان و خوش نشيني در برج‌هاي عاج در هر كجاي دنيا؛ از آمريكاي لاتين و مركزي تا قلب آفريقا. بيهوده نيست كه هنوز هم شنيدن نامش لرزه بر اندام بسياري مي‌اندازد.

              

              

...

+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 10:59 توسط شیرکو |