برای چیدن آخرین جمله ی جهان
کلمه کم آورده ام
لطفا حروف روشن رازداران را آزاد کنید !
آزادشان کنید!
آنها فرزندان فرصت گریز هزاره ی نان اند
که در پایداری خویش
جهان را از پیر شدن باز می دارند
آزادشان کنید!
پرستویی که امروز قفس نشین شماست
فردا عقاب قفل شکنی خواهد شد
که به قله ی مه گرفته ی قاف هم
قناعت نخواهد کرد
آزادشان کنید!
آنها کامل ترین کمر بستگان باران اند
که ما
رویا های بی گرگ خویش را
در آهو ترین پیراهن بی فریبشان شسته ایم
آزادشان کنید!
پروانه ای که از آخرین آواز آتش گذشته است
دیگر از گر گرفتن بر باد رفته ی خود
نخواهد ترسید
تنها در تلاوت مخفی ما تکثیر خواهد شد
مثل ستاره در آسمان
ترانه در کوه و
کلمه در کتاب
هی بر آب
در یاب!
آخرین جمله ی جهان ما
علاقه به آزادی آدمی ست
که در چیدن چلچراغ آن
کلمه کم نخواهیم آورد .
سید علی صالحی
ولادیمیر ایلیچ لنین